تبلیغات
.::منطقه آزاد::. .::منطقه آزاد::.
 

زندگی عشق است ُُعشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست

نویسنده: امیر

 

زندگی عشق است ُُعشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست

سلام

 

امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه!!!!!

 

این داستان رو بخونید ببینید چقدر ساده یک عشق را از دست داد خوب شما به این سادگی از این ماجرا نگذرید این داستان معنی و مفهوم نهفته ای رو دارد.

 

عاشقم اما خجالت می کشم .... !

عاشقم اما خجالت می کشم .... !
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی
صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید.
میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.
تلفن زنگ زد ، خودش بود،گریه می کرد،دوست پسرش قلبشو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اینکارو کردم.وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمای معصومش بود . ارزو می کردم عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت: متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ....... من خیلی خجالتی هستم.......... علتشو نمیدونم.
روز قبل از جشن دانشگاه پیشم اومد و گفت: قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگر زمانی هیچکدومون برای مراسم پاتنر قرار نداشتیم با هم باشیم درست مثل خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم . جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی ،ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیباش و اون چشمای همچون کریستالش بود. ارزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمیکرد و من اینو می دونستم به من گفت: متشکرم . شب خیلی خوبی بود و گونه منو بوسید .
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم ....... علتشو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یه هفته ، یک سال ......... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره .
می خواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمیکرد و من این رو می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در اغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و اروم گفت : تو بهترین داداشی دنیا هستی . متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما.......من خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد . با مرد دیگه ای ازدواج کرد . من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو می دونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت: تو اومدی؟ متشکرم.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام که فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما ....... من خیلی خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته بود و این چیزی هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود. ارزو می کردم که عشقش برای من باشه . اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم . من می خواستم بهش بگم، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من داداشی باشه من عاشقش هستم . اما .......من خجالتی ام ........ نمیدونم چرا ........... همیشه ارزو داشتم که به من بگه دوستم داره .
 
ای کاش این کارو می کردم ای کاش بهش می گفتم که چقدر دوستش دارم.


با خودم فکر می کردم و گریه می کردم .

 منبع: گروه اینترنتی ایران الایو

 

() نظرات

 

داستان ما و خدا

نویسنده: امیر

 

داستان ما و خدا


http://www.best4ir.com/




خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم



بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد



خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...


بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

 

() نظرات

 

I Love You Is PMC

نویسنده: امیر

 

I Love You Is PMC

iranalive.ir | گروه اینترنتی ایران الایو






iranalive.ir | گروه اینترنتی ایران الایو

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

عکس : پایان غم انگیزاولین هنرپشه زن ایرانی

نویسنده: امیر

 

Persianv.com At site

صدیقه (روح انگیز) سامی نژاد نخستین بازیگر زن ایرانی در سوم تیر ماه سال ١٢٩۵ در شهرستان بم زاده شد. ١٣ ساله بود كه به همسری مردی به نام دماوندی در آمد و با او به هندوستان مهاجرت نمود. دماوندی در استودیو امپریال فیلم بمبئی شغلی گرفت. چندی بعد كه سپنتا در بمبئی اقدام به ساختن فیلم دختر لر كرد، صدیقه را برای ایفای نقش گلنار برگزید. صدیقه بیشتر از این رو برگزیده شد كه هیچ زنی قبول نمی‌كرد جلوی دوربین برود تا تصویرش بر پرده بیافتد. چرا كه هنوز زنان درحجاب كامل بودند. اما صدیقه پذیرفت و با سپنتا قرار داد چهل روزه‌ای را امضا كرد. ولی به دلیل نهایی نبودن فیلمنامه ، دیالوگ‌ها و امكانات فیلمبرداری ، كار ساختن فیلم به هفت ماه كشید و در ضمن سپنتا بخاطر لهجه‌ی غلیظ كرمانی سامی نژاد ناچار شد داستان فیلم را بگونه‌ای تغییر دهد تا موضوع آن مربوط به ایالات و قدرت حكومت مركزی ایران باشد. /سامی نژاد بعد از دختر لر در فیلم شیرین و فرهاد كه آن هم ساخته‌ی سپنتا بود، بازی كرد و پس از آن بعد از ١٨ سال به ایران باز گشت و مورد انتقاد و سرزنش شدید خانواده‌اش قرار گرفت. پس سرخورده از این تجربه، ناگزیر شد خود را از دید مردم پنهان بدارد و سال‌های بسیاری را در انزوا بگذراند. وی در سال ١٣۴٩ هنگامی كه در مقابل دوربین محمد تهامی نژاد برای فیلم مستند«سینمای ایران؛ از مشروطه تا سپنتا» نشست، بر مصائبی كه در طی آن دوران بر او گذشته بود، به تلخی گریست. صدیقه در ایران تا سیكل اول به تحصیل ادامه داد و به چندی بعنوان پرستار در وزارت بهداری مشغول به كار شد. او پس از جدایی از همسرش دماوندی، كه در هندوستان اتفاق افتاد، مدتی به همسری نصرت الله محتشم در آمد كه از او نیز جدا شد و در ازدواج سوم با یكی از بستگانش نیز شكست خورد و چون فرزندی هم نداشت نزدیك به سی سال تا پایان عمرش را تنها زندگی كرد. /صدیقه‌ی سامی نژاد روز دهم اردی بهشت سال ١٣٧۶ در سن ٨١ سالگی در شرایطی كه بسیاری از مورخان سینمایی تصور می‌كردند سال‌هاست درگذشته است، چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. یادش گرامی باد!

 

() نظرات

 

دوشیزه Yuri Uribe به عنوان زیباترین زندانی انتخاب شد.

نویسنده: امیر

 

زیباترین زن زندانی جهان انتخاب شد
دوشیزه Yuri Uribe به عنوان زیباترین زندانی انتخاب شد.

به گزارش ببین نیوز، هر ساله مراسم انتخاب زیباترین زندانی در زندان زنان Good Shepard واقع در بوگوتا (پایتخت کلمبیا) برگزار می شود و طی این مراسم زیباترین دختر زندانی در کلمبیا انتخاب می شود. امسال نیز این مراسم برگزار شد و دوشیزه Yuri Uribe به عنوان زیباترین زندانی انتخاب شد.

او به جرم حمل مواد مخدر به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده است. زندان Good Shepard بزرگترین زندان زنان در کلمبیا می باشد.


 

 

() نظرات

 

مامان بابا دوستون دارم, لای شماها میشینم!

نویسنده: امیر

 

 

() نظرات

 

پخش فیلم مبتذل از تلویزیون شهری

نویسنده: امیر

 

پس از جنجال پخش فیلم مستهجن از تلویزیون شهری كرج این بار با عبرت نگرفتن از واقعه رخ داده این اتفاق دوباره به وقوع پیوست.

به گزارش خبرهای ارسالی كاربران؛ چند روز قبل در یكی از میادین شلوغ تلویزیون بزرگ شهری در ساعت اوج شلوغی اقدام به پخش فیلمی مبتذل به مدت نزدیك به 8 دقیقه می كند كه در آن زنی نیمه عریان در حال نواختن موسیقی بوده است.

پس از مشاهده این فیلم كه با اعتراض و تعجب شاهدان ماجرا همراه شد مسئولان نظارت بر این تلویزیون در صدد یافتن عوامل و علت پخش این فیلم برآمده اند كه علی رغم پیگیری های به عمل آمده مشخص نشد مسبب اصلی این ماجرا چه شخص یا دستگاهی بوده است؟


 

 

() نظرات

 

» کافی‌شاپ آمریكایی با پیشخدمت‌های برهنه

نویسنده: امیر

 

درحالی که آمریکا در بحران اقتصادی به سر می برد و بسیاری از رستوران ها و کافی شاپ ها در وضعیت اقتصادی خوبی قرار ندارند، اما یک شخص مبتکر راه جالبی برای جذب مشتری پیدا کرده است.

به گزارش فرارو به نقل از سی.ان.ان، دونالد کرابتری در شهر واسالبورو یک کافی شاپ Grand view با خدمت کاران برهنه افتتاح کرده است. حاصل ابتکار دونالد در شهری با جمعیت کمتر از 4500 نفر واسالبورو این بوده است که کافی شاپ وی همیشه مملو از مشتری است.

پاول برادر دونالد اوضاع کسب و کار را فوق العاده توصیف می کند؛ او می گوید: من فقط در این جا ازدحام مردم را می بینم. دونالد وقتی پیشنهاد باز کردن کافی شاپی با این شرایط را داد با مخالفت های زیادی رو به رو شد. به طوری که در زمان باز کردن این کافی شاپ خیلی از اهالی شهر خشمگین شدند. اما یک چیز وی را در انجام این کار مصمم کرد و آن هم سود سرشار این کار بود.

او می گوید: من می دانم مردم چی می خواهند، آنها عاشق برهنگی اند، همین طور عاشق قهوه. پس من یک کافی شاپی راه می اندازم که هر دو تا را با هم داشته باشه! زمانی که دونالد برای استخدام پیش خدمت با شرایط رستورانش آگهی داد سیلی از تقاضا ها روبرو شد؛ بیش از 150نفر درخواست استخدام داده بودند.

دونالد از بین آنها 10 زن و 5 مرد را انتخاب کرد. او در این باره می گوید: فقط ظاهر برای ما مهم نبود بلکه خوش اخلاق بودن و رفتار دوستانه برای ما مهم بود. بیشتر افرادی که تقاضای کار داده بودند، کسانی بودند که از کارهای قبلی شان اخراج شده بودند.

الویس تامپسون یکی از پیش خدمت های رستوران می گوید: من قبلا در یک رستوران آشپز بودم، اما صاحب رستوران دیگر توانایی دادن دستمزد کارگر ها را نداشت پس همه ما از کار بیکار شدیم. اما الان اینجا کار خوبی دارم و برایم مهم نیست اگر بعضی مواقع مشتری ها پیشنهادهای عجیب غریب بدهند.

گینی لابری یکی دیگر از پیشخدمت ها می گوید: من قبلا برای پیدا کردن کار به چند رستوران سر زدم اما هیچ کدام مرا به خاطر کم تجربگی قبول نکردند. اما الان که در این رستوران کار می کنم خیلی هیجان زده ام چون حداقل واسه خودم یک کار دارم!

اگر چه این کافی شاپ کمتر از یک هفته است که باز شده اما الان وضعیت مالی خیلی خوب به هم زده است؛ یک بار یک پیش خدمت زن برای آوردن یک قهوه 100 دلار از یک مشتری انعام گرفت.

لینك از همصدا

 

() نظرات

 

خوشبخت‌ترین و بدبخت‌ترین كشورهای دنیا

نویسنده: امیر

 

دانشمندان پس از بررسی روی 50 كشور جهان شهروندان سوئیسی را خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین اعلام كردند.

به گزارش فارس، بر اساس خبر كانال تلویزیونی 24 مینوتس سوئیس پس از سوئیس مردم آلمان و اسپانیا به ترتیب خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین اعلام شدند. نتیجه همین بررسی نشان می‌دهد مردم مولداوی و كامرون نیز بدبخت‌ترین انسان‌های كره خاكی هستند، به طوری كه ده درصد مردم این دو كشور خود را بدبخت احساس می‌كنند.

در خبر مذكور اشاره‌ای به معیار استفاده شده برای تعیین درجه خوشبختی از سوی این دانشمندان نشده است.


منبع:همصدا

 

() نظرات

 

با كیا ازدواج نكنیم !

نویسنده: امیر

 


.
 

با كیا ازدواج نكنیم !

 

1- افرادی که با هم اختلاف سنی زیادی دارند


انسان در هر سنی رفتار،خصوصیات و ویژگیهای خاصی دارد که مخصوص آن سن بخصوص می باشد و در سنین دیگر این رفتارها را از خود بروز نمی دهد وقتی که دو نفر با اختلاف سنی بسیار زیاد با هم ازدواج می کنند قطعاً، ویژگیها و خصوصیات رفتاری آنها با هم تفاوت زیادی دارند.که این تفاوت در رفتار، میزان تفاهم آنها را نیز کاهش خواهد داد.اما نکته مهم در خصوص اختلاف سنی این است که چند سال اختلاف سنی از یک سن به سن دیگر
معانی متفاوتی خواهد داشت.برای مثال بین یک دختر 20 ساله و یک مرد 35 ساله 15 سال اختلاف سنی وجود دارد و بین یک مرد 55 ساله و یک زن 40 ساله نیز 15 سال اختلاف سنی وجود دارد.اما تأثیر این 15 سال اختلاف برای آنها کاملاً متفاوت می باشد.یعنی اینکه افکار دختر 20 ساله با مرد 35 ساله کاملاً متفاوت است در حالی که یک زن 40 ساله با مرد 55 ساله ممکن است تفاوت های فکری زیادی نداشته باشند.به هر حال آنچه مهم است این است که در سنین معمولی ازدواج اختلاف سنی بیشتر از 7 یا 8 سال ممکن است مشکلاتی بوجود بیاورد اگر چه موارد استثنایی بسیار زیادی نیز وجود دارد.
اختلاف سنی بیش از حد از جنبه های متفاوتی ممکن است باعث بروز مشکلات شود. برای مثال نوع تفریحات و سرگرمیهای دو نفر کاملاً با هم متفاوت است و رفتار هر دو برای دیگری خسته کننده و کسل کننده می باشد.طرز تفکر و نگرش هر دو نسبت به مسایل زندگی با هم فرق می کند که این موضوع نیز میزان تفاهم را کاهش می دهد.و نکته دیگر اینکه ارتباط جنسی لذت بخش یکی از ضروریات زندگی زناشویی است که هر گونه اختلال در آن میزان تفاهم را به شدت کاهش می دهد و نیازهای جنسی انسان در شرایط مختلف متفاوت می شوند.افرادی که دارای اختلاف سنی زیادی هستند ممکن است یکی در اوج نیازهای جنسی باشد اما نیازهای دیگری فروکش کرده باشد که این امر باعث بوجود آمدن مشکلاتی در روابط آنها می گردد.

------------------------------------------------

 

2- افرادی که از نظر دینی و مذهبی با هم تفاوت دارند


موضوع تفاوت های دینی و مذهبی بسیار مهمتر از تفاوت های سنی می باشد. چون رفتار انسان با افزایش سن تغییر می کند و هر دو طرف به تدریج به هم شبیه می شوند اما تفاوت های دینی و مذهبی به این سادگی تغییر نمی کنند. اگر شما در یک خانواده ی مذهبی متولد شده باشید قطعاً از دوران کودکی آموزش های مذهبی زیادی را فرا گرفته اید که این آموزش ها اثرات خود را برای همیشه بر شخصیت شما باقی می گذارند.حال اگر با فردی که اعتقادات دینی ضعیفی دارد ازدواج کنید، اثرات آین آموزش ها بر روابط شما خلل ایجاد می کنند.
تردیدی نیست که انسان ذاتاً به دین و مذهب گرایش زیادی دارد.در ایام خاصی مانند عزاداری عاشورا و تاسوعای حسینی همه ی افراد در جامعه ی ما به مذهب گرایش پیدا می کنند.حال اگر همسر شما تمایلی به شرکت در این مراسم نداشته باشد و از حضور شما نیز جلوگیری نماید روابط شما به تدریج تیره می شوند.
البته لازم به ذکر است در ابتدای آشنایی معمولاً هر دو طرف در مورد اعتقادات مذهبی همدیگر نیز سؤالاتی می پرسند اما موضوعی که وجود دارد این است که هر دو سعی می کنند به نحوی خود را شبیه همدیگر نشان دهند و موضوع را خیلی جدی نمی گیرند.اما به تدریج که جلوتر می روند و بویژه وقتی موضوع تربیت فرزندان مطرح می شود این اختلافات خود را بیشتر نشان می دهند.
لذا اگر در اعتقادات مذهبی خود سخت گیر هستید در انتخاب همسر خود به این موضوع توجه کنید در غیر اینصورت ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید.

----------------------------------------------------

3- افرادی که از نظر سطح تحصیلات و موقعیت اقتصادی، اجتماعی با هم متفاوت هستند


یکی از معیارهای تفاهم در زندگی زناشویی داشتن علایق مشترک، عقاید و باورهای مشترک، سلیقه های مشترک و سوابق مشترک می باشد. هر قدر شما با همسرتان تجارب مشترک بیشتری داشته باشید از زندگی زناشویی خود بیشتر لذت می برید. اما وجود علایق مشترک بستگی به میزان شباهت در تحصیلات و وضعیت اقتصادی و اجتماعی دارد. اگر شما دارای تحصیلات دانشگاهی باشید اما همسرتان تحصیلات متوسطه داشته باشد، علایق و تجارب مشترک کمی خواهید داشت. همچنین اگر از نظر وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده با هم متفاوت باشید، میزان علایق و سلیقه های مشترک شما کم خواهند بود.
از طرف دیگر میزان تحصیلات و وضعیت اقتصادی و اجتماعی بر روی نحوه ی نگرش انسان نیز تأثیرات زیادی بر جای می گذارند نگرش یک فرد تحصیلکرده به زندگی با نگرش یک فرد بیسواد یکسان نمی باشد.نگرش فردی که در یک خانواده ی ثروتمند و دارای موقعیت اجتماعی بالا متولد شده است با نگرش فردی که در
یک خانواده ی معمولی رشد کرده است کاملاً متفاوت هستند و این تفاوتها به زودی تأثیر خود را بر جای می گذارند.
لذا باید توجه داشته باشید هر قدر با همسرتان علائق، سلیقه ها و تجارب مشترک بیشتری داشته باشید احتمال داشتن زندگی زناشویی رضایتبخش بیشتر می باشد.

------------------------------------------------

4- افرادی که هنوز از نامزد یا همسر قبلی خود به طور کامل جدا نشده اند


اگر نامزد شما قبلاً با فرد دیگری ازدواج کرده باشد و یا اینکه با کسی نامزد شده باشد، باید قبل از نامزدی با شما تکلیف خود را با روابط قبلی اش مشخص کند. وجود فردی دیگر در بین شما همیشه یک رابطه ی مثلثی بوجود می آورد که شما در یک رأس این مثلث هستید و دائماً توجه و علاقه نامزدتان بین شما و آن شخص در نوسان می باشد.
وجود همسر قبلی و عشق و علاقه های سرکوب شده نسبت به او همواره مانند یک عقده مانع از ایجاد صمیمیت واقعی بین شما و همسرتان می شود.زمانی رابطه شما با همسرتان کاملاً صمیمی خواهد شد و شما نسبت به یکدیگر عشق بدون شرط پیدا می کنید که بین شما و همسرتان هیچ موضوع مخفی و پنهانی وجود نداشته باشد.اما علاقه نامزدتان به همسر قبلی اش و یا ترس از دخالت ها و کارشکنی های او موضوعی نیست که بتواند آن را آشکارا برای شما بیان نماید. پس آگاه باشید که اگر رابطه ی نامزدتان با همسر
قبلی اش هنوز قطع نشده است و یا اگر رابطه ی شما با نامزد یا همسر قبلی تان به طور کامل قطع نشده است قبل از اینکه خود را به رابطه ی جدید وارد کنید باید تکلیف خود را مشخص کنید.

-------------------------------------------------

 

5- افرادی که از یکدیگر دور هستند.


آیا تا بحال سعی کرده اید رفتار خود را به مدت کوتاهی کاملاً تغییر دهید.و رفتاری بسیار مهربان، صمیمی و دوست داشتنی از خود نشان دهید، برای مدت کوتاه می توانیم این رفتار را از خود نشان دهیم. اما برای همیشه نمی توانیم این طور رفتار کنیم. اگر محل زندگی شما با نامزدتان فرسنگ ها فاصله داشته باشد فقط برای مدت کوتاهی می توانید در کنار همدیگر باشید. خوب طبیعی است که برای مدت کوتاه همه می توانند رفتار خود را کاملاً تغییر دهند و رفتاری جدید از خود نشان دهند اما آیا این رفتار را برای همیشه می توانید ادامه دهید. اگر شما به بالای یک کوه بزرگ بروید از آنجا مراتع و کشتزارها و جنگل ها بسیار زیبا و مرتب به نظر می رسند و هیچ چیز نامطبوعی دیده نمی شود. اما وقتی به داخل آنها بروید و از نزدیک مشاهده کنید از آن زیبائیها خبری نیست. بلکه متوجه وجود نابسامانیهای زیادی می شوید.روابط شما با همسرتان نیز بدین گونه است اگر فاصله ی شما با نامزدتان دور باشد و اوقات بسیار کمی در کنار همدیگر باشید هرگز به یک شناخت واقعی دست پیدا نمی کنید.
با عشق از راه دور ساده تر می توان یک رابطه را از آنچه واقعاً هست، بهتر دید، زیرا وقت مفیدی که عملاً به طور ثابت و همیشگی بتوانید صرف آشنایی و شناخت یکدیگر کنید، بسیار ناچیز است. اما همان عواملی که رمانتیک بودن یک رابطه ی راه دور را سبب می شوند، موجب پرمخاطره شدن آن نیز می گردند. هدف عاشق و معشوق در یک رابطه ی طبیعی باید این باشد که با یکدیگر مهربانتر و صمیمی تر شوند. در حالی که هدف عاشق و معشوق در یک رابطه ی راه دور این می شود که دوباره یکدیگر را ببینید. افرادی که از یکدیگر دورند هرگز مسایل و مشکلات خود را با هم مطرح نمی کنند زیرا در آن مدت محدود قصد دارند که از زمان خود حداکثر استفاده را ببرند. در نتیجه مسایل و مشکلات حل نشده ی بسیار زیادی بین آنها وجود دارد که این مسایل به تدریج تبدیل به یک عقده می شوند و صمیمیت و یکرنگی را از بین می برند.


 

() نظرات